برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
بعد اون تایمی که تو پست قبلی گفتم نه کتاب جدیدی خوندم نه لایف استایلم رو عوض کردم و ...
هیچ کار مثبتی انجام ندادم زندگیم رو همون روال چسبکی به بالشت گذشت .
فک کنم یه بازه زمانی باید برا اهدافم تعیین کنم .
چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ ツ 18:44 ツ سارا ツ
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
ده هفته مونده تا تغییر بزرگ .
دلم بعد ازین ده هفته یه کوتاهه مو یه شروع باشگاه و یه لایف استایل جدید میخواد .
دوست دارم چند تا کتاب خوب بخرم و سروع کنم به خوندن .
صفحه اینستامو ببندم و پرایوت چند تا پیج به درد به خور رو دنبال کنم نه فامیلایی که ازشون گریزونم .
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
خوب بعد مدتها یادی از اینجا کردم . اصلا یادم نیس کی تصمیم گرفتم همه نوشته هامو پاک کنم .
هر بار همین کارو میکنم . حذف میکنم و یه مدت غیب میشم .
اصلا کسی به وبلاگ سری میزنه تو این دوره زمونه ؟
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
جالب اینجاست که سرانه مصرف برق ما از سرانه جهانی خیلی پایین تره ...
بگذریم....
روزهای گرم تابستوتیم رو با خوابیدن میگذرونم ...
انصافا گرمه . حوصله موصله هیچی نیس ....
مثلا چیکار میتونم بکنم که از لحظاتم استفاده مفید کرده باشم آخه :/
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
الان اون حسو دارم . انگار عادی شدم .
نمیدونم چطوری میشه عوض شد و توجه جلب کرد ؟
چرا توجه نمیکنه:/
پ ن :
برا تغییر موهامو کوتاه کردم ولی هیچ چیز عوض نشد .
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
هی جلو میاییم ولی ول میکنیم .... ی جورایی برزخه ..
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
رابطه ای که وقتی الان به آوایلش نگاه میکنم ... چقدر اولش فک میکردم متلاطمه ولی الان میبینم همون اولش خوب بود ...
همش میگفتم فردا بهتر میشه و حتی بهتر هم میشد .... اما مدتیه بعد از یه سکون طولانی رسیدیم به افول ...
دوست دارم مثل قدیما تو اوج باشیم ... دوست دارم به گذشته برگردم .
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
گاهی وقتا کلافه میشم . آرزوی مرگ میکنم .
شاید اگر کارمون به کتک کاری نمیرسید میشد امید داشت بهتر بشه اما الان نه ... راه پیش دارم نه راه پس ... چه کار کنم ...؟
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
نیاز به تغییر رویه هست نیاز به تغییرات محیطی کلی هست ... نیاز به خلوت کردن دورو برمون هست .
فعلا که بلا تکلیفم ....
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
یاد ایام گوشته افتادم....
وسایلی که دیدنشون منو پرت کرد به 6-هفت سال پیش ... یاد حماقتهام افتادم ....
چقدر انسان موجود عجیبیه ....
چقدر زمان عجیب برام گذشته ...
انگار هیچ وقت اون آدم قبلی نبودم .... یه جورایی با گذشتم غریبم ....
یعنی اگه من 6_7 سال دیگه به امروزهام فکر کنم با امروزم غریبه خواهم بود ؟
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی
مدتیه خواب های دری وری میبینم . خواب های تیکه تیکه ... اصلا حس راحتی ندارم تو خواب.
از غذا و اینا نیست ....دم نوش اینا هم تاثیر نداشته ...
کسایی رو تو خواب میبینم که مدتهاست ندیدم . یا اتفاقات عجیب و غریب و ....
نمیدونم علتش چیه
برچسب:
نویسنده: دانیال توکلی